دومین مریضی
سلام عزیزم فدات شم مامانی معذرت میخوام که دیر به دیر آپ میشم آخه اصلا
وقت نمیکنم
مامانی عزیزم باز هفته پیش شنیه مریض شدی یعنی مریض که نه فقط
تب داشتی اونم چجوری
خیلی استرس داشتم اصلا تبت پایین نمیومد با
بابایی بردیمت دکتر
بازم دو تا آمپول زدن
ولی باز اثر نداشت دیگه با چه سختی تبت پایین اومد
که خدا میدونه
خداروشکر که خوب شدی
قبلشم خودم مریض بودم ولی زود خوب شدم 
خوب بریم سراغ عکسا :
وقتی ماشین بخوای دستت میکشی رو صورتت صداشم در میاری
ززززززززززززززییییی میگی دیگه ما هم
فقط غش میکنیم با بابایی







تازه یاد گرفتی دستاتو میذاری تو جیب شلوارت بعضی وقتها انقده زور میزنی
که دستتو بذاری
تو شلوارت شلوارت در میاری فرشتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتم


وقتی بعد دکتر بردیم واست آمپول بزنن یه کم گریه کردی ما هم بردیم
واست این دو تا ماشین گرفتیم که باهاش بازی کنی ولی اصلا حوصله
نداشتی واسه همین
باهاشون بازی نکردی
اما بعد خوب شدنت خوب بازی میکنی






دومین مریضی
